حامی گرگ های ایران

طبیعت و حیات وحش ایران

شیر ( شیر ایرانی )

                                     

به نام پروردگار ورق های معرفت

                                           شیر (  شیر ایران )

شیر یکی از نیرومند ترین و زیباترین پستانداران جهان است . شیر از خانواده ی گربه سانان و از راسته ی گوشت خواران است . شیر از لحاظ اندازه ی بدن و دم تقریبا مانند ببر است . در شبیه سازی نبرد این دو گربه سان ، شیر پیروز شد . اما بسیاری بر این عقیده اند که ببر به راحتی بر شیر چیره خواهد شد . البته به دلیل وزن بیشتر بزرگترین ببر جهان یعنی ببر سیبری از بزرگترین شیر ، شاید حق با مدافعان ببر باشد و ببر سلطان جنگل است .

اما نکته ای که اینجا وجود دارد این است که شیرها تحمل فوق العاده بیشتری نسبت به ببرها دارند و سختی های بیشتری را نسبت به پسرعموی خود تحمل می کنند . همچنین شیر بر خلاف لقبش که سلطان جنگل است ، بیشتر در بیشه ها و نیزارها و چمن زارها زندگی می کند .

مشخصات :

شیر جانوری با وزن ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم برای نرها و ۱۲۰ تا ۱۸۲ کیلوگرم برای ماده هاست . بیشترین وزن یک شیر در جهان ۲۷۲ کیلوگرم بوده است . اندازه ی بدن شیرها بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ سانتی متر و طول دم آنان از ۶۵ سانتی متر تا یک متر است . شیر موجودی است که در قلمرو اختصاصی خود روزانه ۲۰ ساعت استراحت می کند . اکثر شیرها در روز شکار می کنند اما در مناطقی که آنها شکار می شوند یا مورد هجوم دیگر موجودات قرار می گیرند ، شب ها و مخصوصا ساعات اولیه ی شب به شکار می پردازند .

زیست گاه :

شیرها در مناطق گوناگونی مانند جنگل های نه چندان انبوه ، بیشه ها ، نیزارها ، بوته زارها ، علف زارها و دشت های نزدیک به آب زندگی می کنند . این جانوران مانند دیگر گربه سانان به آب علاقه دارند و از آن دوری نمی کنند .

شیر - نر با ماده ها 

قلمرو و گروه :

شیرها گروه هایی را تشکیل می دهند که معمولا ۳ شیر نر و ۱۵ شیر ماده به همراه توله ها در یک قلمرو مشخص زندگی می کنند و شیرهای نر مجرد که از گروه رانده می شوند با هم یک گروه را تشکیل می دهند . بر خلاف بسیاری از جانوران ، شیر نر ، شیرهای ماده و توله ها را ترک نمی کند و از آنان و قلمرو آنان در برابر دشمن حفاظت می کند . شیرها دشمنی پایان ناپذیری با کفتارها بر سر قلمرو دارند . بسیاری از اوقات هم بین این دو پستاندار ، نبرد برای طعمه ی شکار شده صورت می گیرد . شیرها و کفتارها به صورت دسته جمعی نبرد می کنند و این جنگ ها تلفات زیادی برای هر دو گروه دارد . مخصوصا کفتارها بیشتر صدمه می بینند . یک شیر ماده که عصبانی یا گرسنه باشد می تواند با ۱۲ کفتار مقابله کند . اما کفتارها هم به قدرت گروهی خود در نبرد با شیرها اتکا می کنند . در یکی از نبردهای شیر و کفتار بر سر قلمرو در جنوب آدیس آبابا ( پایتخت اتیوپی ) که دو هفته به طول انجامید ، ۳۵ کفتار و ۶ قلاده شیر از بین رفتند و در نهایت شیرها پیروز شدند .

تولد و مراحل رشد :

شیرهای ماده ۱۰۲ تا ۱۰۳ روز باردار هستند و پس از آن ۱ تا ۶ توله به دنیا می آورند . در بیشتر مواقع تعداد توله ها ۲ تا ۳ قلاده است . این توله ها تا ۶ ماهگی از شیر مادرشان تغذیه می کنند در صورتی که از ۳ ماهگی می توانند گوشت هم بخورند . این شیرهای جوان در ۱۸ ماهگی قادر به زادآوری هستند و در ۵ سالگی کاملا بالغ می شوند . تا ۴ الی ۵ ماهگی ، یک یا دو شیر بالغ در زمانی که گله برای شکار رهسپار می شود در منطقه ی امنی باقی می مانند و از توله ها نگهداری می کنند . پس از شکار ، شیر ماده ای بازمی گردد و شیرهای بالغ و توله ها را با خود به محل شکار می برد . توله شیرها پس از ۴ ماهگی می توانند هنگام شکار با مادر خود باشند .

رژیم غذایی و شکار :

طعمه های شیر به منطقه ای که در آن زندگی می کند بستگی دارد . شیر از جانورانی همچون گورخر ، غزال ، آهو ، بز کوهی آفریقایی ، گراز و دام های اهلی مانند گاو و گوسفند تغذیه می کند . آنها همچنین به صورت گروهی ، گاومیش های وحشی آفریقا ، زرافه های بلند قامت و بچه فیل ها و حتی گاهی فیل های غول پیکر را شکار می کنند . حتی دیده شده است که شیر پرندگان و کروکودیل ها را هم شکار می کند .

در مناطقی از آفریقا شیرها فقط به یک طعمه وابستگی پیدا کرده اند . مانند شیرهایی که فقط گاومیش شکار می کنند .

شکار در بین شیرها بر عهده ی ماده های گروه می باشد و نرها هنگامی سر می رسند که ماده ها پوست شکار را کنده اند و گوشت آماده ی خوردن است . شیرهای نر فقط زمانی وارد عمل شکار می شوند که شکار بسیار قدرتمند باشد یا طعمه ی شکار شده مورد هجوم دیگر جانوران قرار گرفته باشد .

شیر و انسان :

حمله ی شیر به انسان به ندرت صورت می پذیرد و تنها زمانی اتفاق می افتد که شیر بسیار گرسنه باشد یا بخواهد از خود در برابر انسان دفاع کند . البته در چند سال گذشته ، مردم مناطقی از آفریقا از حمله ی شیرها به انسان ها و مناطق زندگی آنها بسیار ناراحت شده اند و شاید همین امر به کشتار شیر و کم شدن تعداد آن بیانجامد .

 

انواع گونه های شیر در جهان :

شیرها در جهان به طور کل به ۲ گروه آفریقایی و آسیایی تقسیم می شوند . البته در قدیم شیرهای بیشتری وجود داشته اند که امروزه تنها این دو گونه باقی مانده اند .

شیر بربری ( Barbary Lion ) که تا اوایل قرن بیستم هم وجود داشت ، امروزه منقرض شده است . محل زندگی شیر بربری از مناطق مرکزی مراکش تا صحرای لیبی و سواحل دریای سرخ در مصر بود و تمام کرانه های ساحلی شمال آفریقا را در بر می گرفت . مرز بین قلمرو شیرهای بربری و آسیایی ، کانال سوئز و صحرای سیناست .

( نقاط قرمز رنگ : پراکنش شیر بربری - نقاط زردرنگ : پراکنش شیر آسیایی)

همچنین کاوش ها نشان می دهد که شیرهایی در دوره ی چهارم زمین شناسی ، حدود ده هزار تا پانصد هزار سال پیش در اروپا زندگی می کردند . هم چنین احتمال حضور شیر در هزاران سال پیش در سری لانکا ، آمریکا و پرو تا کانادا وجود دارد .

البته امروزه نیز گربه سانی به نام شیر کوهی یا کوگار که به نام پوما ( Puma ) هم شناخته می شود ، در اکثر مناطق آمریکای جنوبی و در تمامی نقاط کوهستان های آند و راکی از جنوب تا شمال قاره ی بزرگ آمریکا وجود دارد .

اما در حال حاضر تنها شیرهای آفریقایی که خود به گونه های مختلف تقسیم می شوند و شیرهای کم تعداد آسیایی در جهان باقی مانده اند که این شیرها هم در معرض خطر هستند . اکنون تنها قلمرو شیرهای جهان به جنوب صحرای آفریقا ، شرق و مرکز قاره ی آفریقا و غرب هندوستان محدود است .

بیشترین تعداد شیر را در جهان ، شرق و جنوب آفریقا در خود جای داده است . تانزانیا کشوری است که میزبان بیشترین قلاده از این پستاندار است .

شیرهای آسیا هم تنها محدود به منطقه ی حفاظت شده ای در شمال غربی هندوستان می شوند .

 تفاوت شیرهای آفریقایی و آسیایی :

شیرهای آفریقایی و آسیایی تفاوت های مرفولوژیک و فیزیولوژیک با هم دارند . آسیایی ها به طور کاملا محسوسی کوچکتر از آفریقایی ها هستند . اندازه ی بدن شیر آفریقایی ۱۴۰ تا ۲۰۰ سانتی متر و طول دم آن ۶۷ تا ۱۰۰ سانتی متر است . در حالی که در شیر آسیایی طول سر و تنه ۱۵۰ تا ۱۹۰ سانتی متر و دم هم در حدود یک متر است . بارزترین تفاوت ظاهری این دو گونه ، وجود دو خط موازی طولی از یال در شیر آسیایی است که بر پهلوهای بدن به زیر شکم ادامه یافته است . در حالی که نوع آفریقایی این نشانه را ندارد .


شیرهای آفریقایی (African Lion) :

شیرهای آفریقایی به گونه های مختلفی تقسیم بندی می شوند .

یکی از گونه های شیر آفریقایی شیر کیپ ( Capelion ) نام داشت که در دهه ی ۱۸۶۰ میلادی منقرض شد . این شیر از دماغه ی امیدنیک تا شرق آفریقای جنوبی در جنوب آفریقا می زیست که در سال ۱۸۶۵ میلادی منقرض شد .

شیر ماسایی گونه ای دیگر است که در آفریقای شرقی و مرکزی در کشورهای اتیوپی ، کنیا ، تانزانیا و موزامبیک زیست می کند و به نظر می رسد بیشترین تعداد را در بین شیرهای آفریقایی دارد .

شیر سنگالی گونه ی سوم است که در آفریقای غربی زندگی می کند و قلمرو آن از سنگال تا نیجریه است .

شیر بعدی شیر کنگو یا Katanga است که در نامیبیا ، بوتسوانا ، آنگولا ، زئیر ، زیمباوه و زامبیا به حیات خود ادامه می دهد .

و یکی دیگر از گونه ها ، شیر ترانسوال است که در آفریقای جنوبی زیست می کند .

به طور کلی قلمرو شیرهای آفریقایی از سومالی شروع می شود، نواحی استوایی و جنوب سودان و نواحی مرکزی را در بر می گیرد ، غرب و جنوب غربی آفریقا را شامل می شود و در جنوب آفریقا به اتمام می رسد .

تعداد شیرهای آفریقایی بسیار کم شده است . طی آمارگیری که بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ میلادی صورت گرفته است ، حدود ۱۶۵۰۰ تا ۴۷۰۰۰ شیر در جهان تخمین زده شده است که این آمار در سال ۱۹۹۰ میلادی صد هزار قلاده بوده است . شاید در سال ۱۹۵۰ تعداد شیرهای جهان به چهارصد هزار هم می رسیده است . در دو دهه ی اخیر تعداد شیرها با آمار ۳۰ تا ۵۰ درصدی در حال کاهش بوده و هست .


شیرهای آسیایی ( Persian Lion - Asiatic Lion ) :

این شیر را با نام های شیر جنوب آسیا ، شیر ایرانی یا شیر هندی می شناسند .

البته عنوان آخری حدود نیم قرن است که شناخته شده است .

این شیرها زمانی از حاشیه ی دریای مدیترانه ، از شمال یونان تا ترکیه ، در سرتاسر جنوب غربی آسیا تا پاکستان ، در هندوستان و حتی در بنگلادش زندگی می کردند .

شیرهای آسیایی حدود ۱۰۰۰ سال پیش از شیرهای آفریقایی جدا شدند و در این سالها تغییر کردند . یکی از تغییراتی که میان آنها و هم نوع آفریقایی شان به وجود آمد ، جثه ی کوچکتر و یال کوتاهتر است .

این شیر که بیشتر آن را با نام شیر ایرانی می شناسند ، همان شیری است که در یونان و روم باستان در نمایش و جنگ با گلادیاتورها مورد استفاده قرار می گرفت .

هم اکنون تنها از این گونه ی شیر ، حدود ۳۰۰ قلاده در قرق جنگلی گیر در کیتاور هندوستان زندگی می کنند .

شیرهای ایرانی که در شمال آفریقا و جنوب شرقی اروپا می زیستند ، ۱۰۰ سال بعد از میلاد منقرض شدند . شیرهایی هم که در غرب و جنوب غربی آسیا قرار داشتند ، حدود ۶۰ سال پیش به کلی منقرض شدند . به دلیل کم بودن شیرهای آسیایی و محدود بودن قلمروشان ، آنها کاملا شناخته شده نیستند و بسیاری از رفتارهای آنان را بر حسب رفتار شیر آفریقا می سنجند .


شیر ایرانی ( Panthera Leo Persica )

شیر ایرانی یا همان شیر آسیایی ، جانوری است که نقش بسیار بزرگی را در فرهنگ و آیین و طبیعت کشور ما بازی می کرد و خواهد کرد .

اما متاسفانه این گربه ی باشکوه حدود ۵۰ الی ۶۰ سال پیش ، برکت وجود خود را از خاک ایران گرفت .

در حدود یک قرن پیش جنگل های اطراف رودخانه های کرخه ، دز و کارون ، بوته زارها و علف زارهای شرق خوزستان از مسجدسلیمان به طرف رامهرمز ، نواحی جنوب و جنوب غربی زاگرس و مناطق نزدیک به آب خوزستان ، نیزارها و دشت های شرقی استان بوشهر و مرغزارهای غرب و جنوب غربی استان فارس به خصوص کازرون و دشت ارژن ، میزبان شیرهای بااصالت ایرانی بوده اند . به طور کلی قلمرو شیر ایران به صورت نواری از جنوب لرستان تا جنوب استان فارس و به موازات کوه های زاگرس کشیده شده بوده است . البته حضور این جانور از زاگرس مرکزی(کامفیروز) و جنوب زاگرس(فیروزآباد و لار) گزارش شده است .

این گوشت خوار بیشتر از گراز و آهو تغذیه می کرده است و در کنار آنها از گور ایرانی و گوزن زرد ایرانی نیز بهره می برده است . همان طور که می دانیم نسل گور ایرانی و گوزن ایران به شدت در خطر انقراض است و یکی از مهم ترین عوامل انقراض شیر ایران کمبود طعمه بوده است .

مهم ترین علل انقراض شیر اساطیری ایران را می توان در موارد زیر یافت :

کم شدن و محدود شدن طعمه ، از بین رفتن زیستگاه ، علاقه ی افراد محلی به خصوص مردان ایل بختیاری به شکار شیر و شکار بی رویه این جانور توسط افسران و مهندسان خارجی به خصوص انگلیسی ها .

قدیمی ترین شرحی که از شیر ایران آمده است برمی گردد به سال ۷۴۰ هجری قمری که حمداله مستوفی قزوینی در کتاب نزهت القلوب نوشته است : مرغزار دشت ارژن بر کنار بحیره است که در آن صحراست و در این محدوده بیشه است که در آن شیر شرزه بسیار باشد . طول این مرغزار دو فرسنگ و در عرض ، یک فرسنگ است .

آخرین نشانه های شیر ایران در وطنش : 

W.Ousley در سال ۱۸۱۹ م ( ۱۱۹۸ ش ) گزارش می دهد که جنگل ها و بیشه ها و نیزارهای جنوب ایران تا حدود کارون در خوزستان دارای شیر می باشد و بوشهر به علت دارا بودن شیر زیاد به معدن شیر معروف است .

این مسئله که شیر زیادی در بوشهر وجود دارد در دهه های نخستین قرن نوزدهم نیز گزارش شده بوده است .

در سال ۱۸۴۱ م ( ۱۲۲۰ ش ) Levard گزارش می دهد : در خوزستان به طور مرتب سه یا چهار شیر را با هم می دیدیم که به کمک سران قبایل ایرانی از آنها شکار می کردیم .

در سال ۱۸۷۶ م ( ۱۲۵۵ ش ) Blanford می نویسد : در حال حاضر شیر در ماورالنهر و غرب زاگرس و شرق دجله و بیشه های جنوبی و جنوب شرق شیراز یافت می شود و در هیچ کجای دیگر از ایران و بلوچستان وجود ندارد .

و می گوید : دره ی کوچک دشت ارژن در غرب شیراز برای زندگی شیرها بسیار مناسب است و معروف است که شیر زیاد دارد و این به دلیل وجود خوک های وحشی ( گراز ) زیاد است که طعمه ی خوبی برای شیرها هستند .

همچنین خود او گفته است : هر سال ۴ یا ۵ شیر از دشت ارژن و اطراف آن شکار می کردیم و توله ها را برای فروش به شیراز می بردیم . ضمنا در مارس ۱۸۶۷ م ( ۱۲۴۶ ش ) در حدود کاروانسرای میان کتل ، در بلندترین ناحیه بین شیراز و بوشهر و حدود بیست کیلومتر بعد از دشت ارژن ، حوالی غروب در جنگل بلوط ، ماده شیری را می بیند .

کنسول انگلستان در سال ۱۹۰۰ م ( ۱۲۷۹ ش ) گزارش می دهد که تپه های اطراف کازرون تا شیراز دارای شیر است .

در سال ۱۹۲۲ م (۱۳۰۱ ش ) وجود دسته های ۲ تا ۵ تایی شیر در بیشه زارهای جنوب شوش گزارش می شود .

در سال ۱۹۳۲ م ( ۱۳۱۱ ش ) مهندسین آمریکایی در اطراف دزفول ، شیر کاملا بالغی را می بینند .

 R.N.ChampionJones گزارش می دهد : در اوایل زمستان ۱۹۴۱ م ( ۱۳۱۹ ش ) در حدود ۶۰ کیلومتری شمال دزفول شیر ماده ای را می بیند .

و در آخرین نشانه می خوانیم که در سال ۱۹۴۳ م ( ۱۳۲۱ ش ) Henry گزارش می دهد در سال ۱۹۴۲ م ( ۱۳۲۰ ش ) حدود ۶۰ کیلومتری شمال غربی دزفول ، شیری را می بیند .

البته در جایی هم آمده است که آخرین شیر ایرانی در سال ۱۳۲۱ شمسی در شمال غربی دزفول شکار شده است .

 با این همه نمی توان تاریخ دقیقی مشخص کرد که در همان تاریخ ، آخرین شیر باقی مانده در ایران نیز تلف شده باشد . شاید تا یکی دو دهه ی بعد هم شیر در ایران وجود داشته است . اما به دلیل نبود امکانات امروزی و نبود فرهنگ حفاظت از حیات وحش ، این موارد جدی گرفته نشده اند .

 امروز تنها ۲۵۰ الی ۳۰۰ قلاده از شیر ایران در غرب هندوستان در جنگل گیر زندگی می کنند و حدود ۳۰۰ قلاده به طور پراکنده در باغ وحش های جهان هستند .

 

شیر ایرانی در فرهنگ ما :

شیر در تاریخ و فرهنگ کشور ما و حتی دین ما ، جایگاهی والا و ارزشمند دارد .

به دلیل اینکه این شیر در بین النهرین هم می زیست ، تاثیرات آن بر دین ما کاملا آشکار است . در قرآن یکبار به شیر اشاره شده است و خداوند در آن آیات افرادی را که از یاد روز قیامت و اندرز قرآن می گریزند ، به گورخرانی تشبیه کرده است که از شیر درنده می گریزند .

اقرار شیر به رسالت حضرت محمد (ص) و ولایت حضرت علی (ع) از داستان هایی است که نقل می شود . هم چنین معاشرت این جانور با معصومین و صحبت با آنان نیز در برخی نوشته ها آمده است . امام حسین (ع) در سخنانی که در مورد ذکر جانوران فرموده اند ، اظهار داشته اند که شیر می گوید : در امر بندگی خدا بسیار اهتمام می باید کرد . همچنین حضرت علی در نهج البلاغه چندین بار به شیر اشاره کرده اند . مانند این که درباره ی یکی از دوستان نزدیک خود گفته اند : او به موقعش همچون شیر بیشه و مار صحرا بود . یا در نامه ای به عمرو عاص فرموده اند : تو از پی او رفتی مانند سگی که از پی شیر رود تا مگر چیزی از فضله ی طعام خود نزد او اندازد .

اما شاید بارزترین حضور شیر در دین ما ، لقب امام ماست . همه می دانند که یکی از القاب مهم حضرت علی شیر خداست . هم چنین این حضرت نام فرزند خود را عباس گذاشت . عباس یعنی شیری که دیگر شیران از او بیم ناکند .

از علی آموز اخلاص عمل                                 شیر حق را دان منزه از دغل

شیر در فرهنگ و تاریخ کشور ما نقش بسیار پررنگی دارد . آثار و معماری های به جا مانده از تاریخ و تمدن چند هزار ساله ی ایران به خوبی نشان می دهد که شیر ایرانی به عنوان نماد قدرت یزدان پاک ، مورد توجه پادشاهان هخامنشی و بعد از آنان بوده است . شاید اگر نقش و طرح شیر را از تمدن ما پاک کنند ، نیمی از تاریخ ما از بین برود .

بر خلاف تصوری که لقب شیرافکن یا شیرکش به مردان ایلیاتی ایران قدرت می بخشیده و می بخشد ، که شاید این رسم اشتباه یکی از علل انقراض نسل شیر ایران بوده است ، بختیاری ها برای پاسداشت از جنگاوران و دلاوران خود ، بر روی قبور آنان مجسمه ای سنگی از شیر قرار می دادند . البته نقش های دیگری هم وجود داشته است که هر کدام مفهوم خاصی دارد . شیر سنگی یادآور تاریخ پرحادثه و پرفراز و نشیب گذشته ی ایل بختیاری است . این نماد به معنای آن است که افرادی که در این خاک خفته اند ،در پاسداری از وطن و آیینشان ، شیران غیرتمند و نیرومند زمان بودند .

در ادبیات ما چه پیش از اسلام و چه بعد از آن ، شیر به عنوان نماد قدرت ، غیرت ، شجاعت ، کبر ، غرور و یا حتی درندگی به کار برده شده است . شاهنامه ی فردوسی بدون حضور شیر ایران ، کاملا ناقص خواهد بود . فردوسی کبیر در این اثر بزرگ ، دلیران و جان بر کفان ایران زمین را همچون شیرانی مست توصیف کرده است که بر صف دشمنان می غرند . هم چنین به مردان بزرگ و پاک ، القابی که در آنها نام شیر خودنمایی می کند ، اعطا فرموده است . البته در جایی از شاهنامه ، فردوسی به خوی وحشی گری و کبر شیر اشاره کرده است و دشمنان ایران را شیر خوانده است . اما در کل در جای جای شاهنامه از شیر ایران به خوبی یاد می شود . در دیگر آثار ادبی ما ، چه متعلق به قرن های گذشته و چه متعلق به عصر حاضر ، شیر به عنوان نمادی از غیرت ، شجاعت ، میهن پرستی و یا درندگی و سلطانی به کار برده شده است . گاه شیر به عنوان عاشقی است که به دنبال شکار معشوق می رود و گاه شیر در جایگاه معشوق قرار می گیرد که عاشق را اسیر و شکار خود می کند . در اشعار مولانا به خصوص در دیوان شمس ، در غزلیات حافظ و در کتب سعدی به خوبی می توان نقش شیر ایران را دید . در آثار معاصر نیز پروین اعتصامی بیشتر از بقیه به نقش شیر پرداخته است . شاید به دلیل حضور نداشتن شیر در قرن حاضر در کشور و ملموس نبودن زندگی این جانور ، شاعران و ادیبان کمتر از شیر در نوشته هایشان حرف به میان آورده اند . در کل شیر ایران ، جانوری اساطیری و میهنی است که هیچ وقت نمی توان تصور کرد که این جانور دیگر در کشور ما حضور ندارد . چون اگر اینگونه فکر کنیم ، بسیاری از زیبایی های تاریخ و فرهنگمان را نخواهیم دید .

دلیران یکایک چو شیر ژیان

همه بستند بر کین ایرج میان

/                                                  

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

/

از فارس تا خزر ایران نشسته است

این شیر پنجه ی دیوان شکسته است

/

گاه گویی شیرم و گه شیرگیر

شیرگیر و شیر تو کفتار ماست

/

بس که آن شیر از کمین در میر بود

آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود

/

صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو

به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی

/   

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست

کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

/

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

/

عیب دل کردم که وحشی وضع و هر جایی مباش

گفت چشم شیر گیر و مست آن آهو ببین

/

زر کانی را چه نسبت با سفال

شیر جنگی را چه خویشی با شغال

/

کمند سعدی اگر شیر شرزه صید کند

تو در کمند نیایی که آهوی حرمی

 شیر ایران که نماد هویت ، ملیت ، دین و زینت بخش پرچم عزیز کشورمان بود ، امروزه در جهان با نام علمی شیر هندی (  Panthera Leo Indica ) شناخته می شود و این نشانه ی ظلم ما به میراث کشورمان است . نشانه ی اینکه تاریخ و فرهنگ کشورمان اندازه ی جوی برای ما ارزش ندارد .

 شهر خاموش من آن روح بهارانت کو ؟

                                                          شور و شیدایی انبوه هزارانت کو ؟

زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری ؟

                                                         دل پولادوش شیر شکارانت کو ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دستان علوی  | 

مطالب قدیمی‌تر